
روزهای ابتدای زندگیم همراه شبهایم بود راستش از سه سالگیم می دانم که با من همراه بوده و کمی بعد صبحها هم گاهی در کنار اسباب بازیهایم می شنیدمش ... شب بخیر کوچولو اولین خاطرات شنونده بودنم را رقم زد و حالا بیش از 2 دهه از این بودن می گذرد ... بودنی که پر از فراز و نشیب بوده ... بودنی که قصه های ظهر جمعه ، راه شب ، صبح جمعه با شما و ... رو هیچوقت به فراموشی نمی سپارد ...
رادیو 72 ساله شد و من هنوز خاطرات دیروزم را در کنار داشته های امروز می گذارم چه درسهایی را در این دانشگاه گذرانده ام و چه درسهایی که هنوز در راه است ....
هیچکس حرف مرا نخواهد فهمید جز آنهایی که مثل من طمع شیرین شنونده بودن را چشیده اند ... من همیشه می گویم "خوب شنیدن هنر است " و روزی که این هنر را بیابم تازه به خیلی از آن چیزهایی که باید رسیده ام ....
رادیو برای من چیز دیگریست شاید دلیلش آمیخته شدنش با تار پود وجودم باشد که برگرفته از سالهای دور و نزدیک است ...
گرامی میدارم یاد همه ی بزرگانی که روزی در رادیو بودند و حالا دیگر در بین ما نیستند و آرزوی سلامتی برای همه ی عزیزانی که این روزها عوامل رادیو هستند ...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط ستاره ی شب




