وقت شمردن جوجه هاست با اینکه پاییز تمام شده .... :))

قهوۀ تلخ امتحان

تلخ مثل قهوه بود
روز سرد و سخت امتحان
در دلم
رشد کرده بود
شاخه های خشک و تیرۀ درخت امتحان
باز هم دلم هوای بیست کرده بود
قلب کوچکم از اضطراب
ایست کرده بود
چشم های خسته ام
وقف دفتر و کتاب و حل مسئله
دست: بی رمق
روح: خط خطی
فکرهای شاعرانه‌ام
داخل تله...
وقت امتحان رسید
ناگهان
مثل برق
مثل باد
هر چه خوانده بودم، از سرم پرید
امتحان تمام شد
با سؤال‌های بی‌جواب
با نگاه‌های چپ‌چپ مراقبین
با سکوت من
                              فقط همین! نیشخند

____________________________________________________________________

پیوست 1: متن بالا را در جایی دیدم و چون به امتحان مربوط می شد در اینجا قرار دادم متاسفانه نویسنده اش را ننوشته بود تا منم حفظ اثر کنم .

پیوست 2 : از همه ی دوستان منظومه ای گل که هیچوقت من و این وب رو فراموش نمی کنن خیلی خیلی ممنونم من هنوز یه رادیویی هستم و بعد از امتحاناتم حتما دوباره منظومه رو به روز می کنم اگر چه خیلی وقت بود این قصد رو داشتم اما نمی دونم چرا نمی شد فقط چون خیلی از دوستان پرسیده بودند و گفتند اینجا رو فراموش کردم یا رادیو را خواستم بگم هیچکدام را نمی شه فراموش کرد چون وقتی چیزی با زندگیت پیوند می خوره دیگه همراهت نیست که جدا بشه درونت ریشه داره .

پیوست 3 : به یادتونم به یادم باشید ... دعا کنید برام که امتحاناتم در پیشه ...

بازم بابت همه ی خوبی هاتون ممنونم ....

/ 18 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مائده

سلام نازنینم ایشالله تو این کشتی که با امتحانا می گیریم جمیعا دهمونو می گیریم و می ریم حالشو ببریم

مائده

کاش نامت را با خط بریل می نوشتند ! صدا کردنت کافی نیست ! شکوه اسم تو را باید لمس کرد . . .[لبخند]

مائده

از تمام دار دنیا ، تنها یک چیز دارم : دوستت ![لبخند]

مائده

روزگارت بر مراد / روزهایت شاد شاد / آسمانت بی غبار سهم چشمانت بهار / قلبت از هر غصه دور / بزم عشقت پر سرور بخت و تقدیرت قشنگ / عمر شیرینت بلند / سرنوشتت تابناک جسم و روحت پاک پاک[لبخند]

مائده

روزگارت بر مراد / روزهایت شاد شاد / آسمانت بی غبار سهم چشمانت بهار / قلبت از هر غصه دور / بزم عشقت پر سرور بخت و تقدیرت قشنگ / عمر شیرینت بلند / سرنوشتت تابناک جسم و روحت پاک پاک[لبخند]

مائده

کاش می شد همدلی را قاب کرد / ساکنان شهر غم را خواب کرد کاش می شد نور چشمان تو را / جانشین تابش مهتاب کرد . . .[لبخند]

مائده

بیمار عشق توست پرستوى روح من ، از این مریض خسته عیادت نمیکنى !؟[لبخند]

مائده

سلام نازنینم با یه خاطره بازی بروزم یاد روزای جوونی کردم