حرف های سر ریز .....

یه سری از حرفها گفتنی نیست ....
گاهی درمانده ای از بیان چیزی برای اینکه خودت را ثابت کنی ....
گاهی می مانی چه بگویی و یا چه کنی ....
گاهی برای گفتن حرفهای ساده هم دنباله عبارت می گردی , گم می کنی واژگانت را در میان انبوه فکرهایی که به سرت می زند ...
دنباله کسی می گردی که بفهمد حرف دل تو را, هم زبان باشد با فکرهایی که در چهارسوی مغزت رژه می روند ...
گاهی سکوت نشان رضایت تو نیست و معنایش یا زبان بسته شده در قباله نیافتن کلمات مناسب است یا هنگ شدن پی در پی مغزت , آری گاهی مغز آدم به جایی می رسد که دیگر هیچ پردازشی را پاسخگو نیست ...!!
گاهی می مانی در همین جمعهای ساده ی زندگی حالا در این بین خدا نکند جذری به تورت بخورد .....

/ 0 نظر / 12 بازدید